معیارهای سنجش موفقیت اپلیکیشن چیست؟

معیارهای سنجش موفقیت اپلیکیشن چیست؟

هر اپلیکیشن و کسب و کاری معیارهای منحصربفرد خود را دارد.این معیارها عبارتند از اشتراک در شبکه های اجتماعی ، تا خرید های الکترونیکی و تعداد دانلود عکس  و فیلم ها.علیرغم این تفاوت ها ، همه آنها یک چیز مشترک را بیان می کنند : آنها مسیری برای رسیدن به موفقیت دارند.این مسیر قیف تبدیل نام دارد.زمانی که به استراتژی جذب مشتری/ مخاطب نگاه می کنید این مهم است که بدانید چند درصد کاربران به مشتری تبدیل شده اند وبرای درک بهتر این که چند درصد کاربر فعال دارید تعداد کاربران جذب شده بصورت طبیعی را با تعداد کاربران جذب شده از طریق روش های بازاریابی مقایسه کنید.

طبیعی در مقایسه با بازاریابی: تفاوت آنها در چیست؟

رایج ترین روش برای جذب کاربران بصورت طبیعی بهینه سازی مارکت ها می باشد. این روش مانند سئو برای رتبه بندی مارکت ها اپلیکیشنی می باشد.با اصلاح کلیدواژه ها ، توضیحات و اسکرین شات ها می توانید  اپلیکیشن خود را در معرض دید همگان قرار دهید و شانس دانلود آن را افزایش دهید.تنها مشکل این روش اینست که فقط کسانی که مرتبا در حال جستجو هستند را جذب می کند.روی دیگر سکه برای جذب مخاطب روش های پولی یا بازاریابی است. بازاریابان اپلیکیشن بخاطر حجم کنترلی که روی این کار دارند آن را انجام می دهند.شما می توانید شبکه های تبلیغاتی عمومی با آیتم های زیادی را ببینید یا شبکه های تخصصی در زمینه های ورزش یا بازی مشاهده کنید.بدین صورت اپلیکیشن در معرض دید همگان حتی آنهایی که مرتبا در حال جستجو نیستند نیز قرار می گیرد.ترکیب روشهای طبیعی و بازاریابی می تواند جریان ثابتی از کاربران جدید را به اپلیکیشن هدایت نماید.بعد از جذب کاربران از هر دو روش ، ۵ قدم بعدی به شما کمک می کند تا بتوانید بین این دو روش مقایسه انجام دهید.

۱٫میزان نرخ تبدیل کاربر به مشتری را از طریق نوع تقسیم کنید.

به عنوان یک بازاریاب اپلیکیشن، یکی از اهداف اساسی شما تبدیل کاربرانتان است.ولی همه تبدیل های انجام  شده و قیف هایشان یکسان نیستند. هرچیزی مانند دانلودها، ثبت نامها، اشتراک گذاریها در شبکه های اجتماعی، ثبت نامهای اولیه و یا پاسخ ساده به اعلانها همه می توانند در نرخ تبدیل به حساب آیند. شما میزان ارزش اپلیکیشن خاص را تعیین می کنید و تصمیم میگیرید که چه مقدار زمان برای تحلیل روش های تبدیل هر یک از آنها را صرف کنید. برای سهولت، ما آنها را به دو دسته مختلف تقسیم می کنیم.

لیوان شیشه ای

قیف تبدیل لیوان شیشه ای بنوعی ترسیم کننده فرایند یک اپ ecommerce است. به این معنی که مرحله های مختلف زیادی دارد و هریک از کاربران می توانند این مراحل را انجام بدهند یا از آن بگذرند.مانند: اطلاعات پرداخت، نشانی حمل بار، بررسی سفارش و .. . اینها به نوعی نرخهای تبدیل اصلی شما هستند به این معنی که اپ شما احتمالا فقط تعداد کمی از قیف های تبدیل نوع لیوان شیشه ای را دارد. به خاطر داشته باشید اگرچه فرایند کنترل اغلب یک نمونه متداول یک قیف تبدیل از نوع شیشه ای است، ولی بسیاری روشهای تبدیل دیگری وجود دارند که به این شکل هستند.

لیوان شیشه ای

مدل جام شیشه ای

اگرچه این مدل خیالی تر از مدل لیوان شیشه ای بنظر می رسد، ولی هیچ خیالپردازی در این مورد وجود ندارد!

نامگذاری آن به علت شکل آن است.مدل لیوان شیشه ای یک قیف تبدیل عمیق با مراحل بسیار است، ولی مدل جام شیشه ای بنوعی یک قیف تبدیل سطح بالاست که فقط دو مرحله دارد.برخلاف لیوان شیشه ای، تعداد جفت های بسیاری از قیف تبدیل جام شیشه ای در اپ شما وجود دارد. شما می توانید نرخ تبدیل خاصی را در مورد بخش بزرگی از کاربرانتان در نظر بگیرید و ببینید آیا این نرخ تبدیل صورت گرفته است یا خیر.

2

درک نوع و ارزش نسبی هر یک از قیف های تبدیل داده شده در اپ شما ایده بهتری در مورد چگونگی مصرف منابع به شما می دهد. در ادامه چگونگی تعیین ارزش را بررسی می کنیم.

۲٫ دسته بندی بر اساس منبع به دست آمده

اکنون که ما تصور خوبی در مورد انواع قیف در اپ به دست آوردیم، زمان اینست که دید سطح بالایی از تفاوت بین کاربران پولی و طبیعی به دست آوریم. اولین گام صحیح دسته بندی بر اساس منبع به دست آمده است.چون تبلیغاتی که با هزینه انجام می شود بسیار هدفمند شده است بنابراین شانس زیادی وجود دارد که کاربرانی که با این روش جذب شده اند بسیار ارزشمندتر و متعهدتر باشند. ولی متداول بودن این امر دلیلی بر مناسب بودن آن و استفاده در اپ شما نخواهد بود.

3

برای رفتن به مرحله بعد، به کانالهای مختلف منبع تبلیغاتی نگاه کنید. شما می توانید کمپین های بسیاری را در فیسبوک، HasOffers(وبسایتی برای کمک به شبکه های مجازی، وبسایتهای تبلیغاتی و صاحبان رسانه ها برای اندازه گیری، آنالیز و بهبود کمپینهای تبلیغاتی) و Google Adwords به راه بیندازید. با دنبال کردن رفتار مشتریانی که از هریک از این منابع هستند، شما خواهید توانست تعیین کنید که بیشترین مشتریان ارزشمند شما از کدام منبع هستند و طبق آن هزینه های بازاریابی را تخصیص دهید.

  1. دسته بندی طبق کمپین به دست آمده

اکنون که شما درک ساده ای از تفاوت های بین کاربران طبیعی و پولی (حاصل از تبلیغات) به دست آوردید، کمی در این مورد عمیق تر بحث می کنیم. فرض می کنیم شما فهمیدید که کاربران به دست آمده از HasOffers ارزشمندتر از سایرین هستند، پس شما باید بودجه تبلیغاتی بیشتری در آنجا صرف کنید. در صفحه کاری شما در این وبسایت، شما می توانید ببینید که کدام کمپین بیشترین کاربر را جذب کرده است. ولی آنچه که شما نمی دانید اینست که کاربران ارزشمندتان چگونه هستند. به همین دلیل شما نیاز دارید تا طبق کمپین ها کاربران را دسته بندی کنید. این به معنی است که به منبعی که در اینجا HasOffers می باشد نگاه کنید و سطح کمپین را ببینید. این به شما اجازه می دهد تا موثرترین قلب هر کمپین را ببینید. اگر شما فقط مقدار کاربران جدید به دست آمده را دنبال کنید، تصویر کاملی به دست نخواهید آورد. با بررسی عمیقتر احتمالا شما مثلا می توانید دریابید که اگرچه کمپین «الف» ۲۵% کاربران کمتری از کمپین «ب» به دست آورده است ولی نرخ تبدیل آنها دوبرابر نرخ تبدیل کمپین «ب» است.

  1. تقسیم بندی بر اساس تاریخ

در طول فصول مختلف، حجم و نوع ترافیک کاربر چه تفاوتی دارد؟ چگونه شما می توانید سطوح مشارکت کاربران را در این دوره های مختلف زمانی مقایسه کنید؟ قیف تبدیل خود را بر اساس تاریخ دسته بندی کنید. یک اپ مسافرتی همواره نقاط اوج و کف تعداد کاربران را می بیند. آنها بایستی از این دسته بندی از طریق مقایسه کاربران تعطیلات زمستانی و تعطیلات تابستانی استفاده کنند. ازین راه آنها می توانند عملکرد بهتر را تشخیص دهند و بررسی بیشتری در مورد دلایل کارکردهای نادرست ارائه دهند و عملی سازند.

4

دلیل دیگر برای دسته بندی بر اساس تاریخ در زمانهایی ست که شما یک تبلیغ روی جلد مجله ای یا تبلیغات سه جانبه داشته باشید.شما می توانید چگونگی تاثیر این عوامل خارجی را بر میزان کلی مصرف و تعهد در طول فواصل مختلف زمانی اندازه گیری کنید. شما ممکن است به نتیجه ای برسید که از آن متعجب شوید مثلا تعداد کاربران با ارزشمندی کم در طول دوره افزایش یافته باشد. اگر برای مثال شما یک الگوی خاص از تعهد بالاتر با کاربران طبیعی خود تعیین کنید، سپس شما خواهید توانست در آن مدت زمانی خاص، روی برخی از کمپین های خود هزینه تبلیغاتی بیشتری انجام دهید.

  1. تعداد بستن صفحه های مختلف را بررسی کنید.

یکی از مراحل بسیار مهم برای شما به عنوان یک بازاریاب اپ اینست که انتظارات و احتمالات را برای کاربر در طول فرایند بازاریابی تنظیم کنید. کاربران از طریق روشها و منابع مختلفی می آیند و انتظارات و پیش فرض های متفاوتی در مورد اپ شما دارند. با نگاه کردن به رویدادهای مختلف قیف تبدیل، نه تنها می توانید نرخ تبدیل بین هریک از مراحل را تعیین کنید بلکه جائیست که نتایج بالقوه در روش تبدیل شما ممکن است وجود داشته باشد.

5

شما ممکن است ببینید بعد از اولین بار نمایش صفحه اپ شما، کاربران قیف طبیعی شما نرخ خروج بسیار بالایی دارند. احتمالا این به دلیل آن است که فهرست بندی اپ شما در اپ استور تصورات مبهمی در کاربر ایجاد می کند. وقتی که آنها برای بار اول آن را باز می کنند، و می بینند که به آنچه که فکر میکردند نرسیدند، اپ شما را می بندند.زمان آن است که یک نگاه دوستانه به فهرست بندی اپ خود بیندازید و چند هفته برای بهبود کاربران طبیعی خود صرف کنید.

بهینه سازی برای کاربر

رفتار و تصمیمات کاربران شما به عنوان مراحل قیف تبدیل شما هستند و به وسیله آن ما می توانیم دلیل پنهان شده پشت تعهد کاربر را درک کنیم. برای تحلیل این قیفها، مهم است که به خاطر داشته باشیم از این اطلاعات برای گرفتن تصمیمات استراتژیک استفاده کنیم. مانیتور کردن، اصلاح و بهینه سازی ضروری است تا از جذب بالای کاربران ارزشمند برای استفاده از اپ مطمئن شویم.

 

پشتیبانی شده توسط : پشتیبان وردپرس